تبليغاتX
" وَلتَکُن مِنکُم اُمَّهٌ يَدعونَ اِلي الخَيرِ*از شما بايد مردمي پديد آيد که به سوي نيکي دعوت کنند*آل عمران،104 اهل سنت کرمانشاه

اهل سنت کرمانشاه

مطالب منتخب
پیوندها
دارالعلوم زاهدان(جدید)
اسلام آنلاین
خبرگزاری دزک
اهل سنت کامیاران
اهل سنت خراسان جنوبي
اسلام چیست؟
طلبه مدرسه البنات دارالعلوم زاهدان
موسسه فرهنگی اسلامی ندای توحید
اندیشه پاک
اهل سنت شمال شرق
اهل سنت تالش
اهل سنت سرزمین سلمان
درجستجوی حقیقت
سرباز نیوز
انجمن اسلامی کتابخانه
کاتالوگ انسان
موسسه قرآنی یحیی سعدی
لینک های زیبای اسلامی
نشریه اصلاح
مسجد نور ارومیه
اخبار اهل سنت ایران
اهل سنت و جماعت
برادری اسلامی
کتاب خدا
صمیم بلوچ
بلوچستان سرافراز
زندگینامه مولانا محمد عمر سربازی
معرفی سایت های اهل سنت
وبلاگ اهل سنت ایران
راه سنت
سحاب
عبدالعزیز مولودی
بلوچستان زنده
خاطرات روزانه ابو عمار
اهل سنت خراسان
راه حق
اصلاح و تزکیه
مئی بلوچستان
آژانس خبری تفتان
کتاب های اهل سنت(جدید)
اهل سنت ایران(ابومصعب)
هیوای کوردوستان
اسلام.قرآن.اعجاز
اهل سنت غرب
ندای قرآن و سنت
وبلاگ بیداری اسلامی
بشیر
فرقان
کتابخانه ی فاتح
آسمان مهر
بنکه ی بیر
بشری
دفتر معرفت
نغمه توحید
مسیر بندگی
غربـــــــــا
گوله هیرو
معنای توحید
مدرسه علوم دینی صلاح الدین ایوبی ارومیه
اهل سنت
تقوا
کاروان نیکان
کیله شین
ژینگه
ناجی کرد
اسراء
لینکستان اسلام
فاتح
صلاح الدین.نت
دارالعلوم زاهدان
بیداری اسلامی
به خته وه ری(حاجی کاروان)
اسلام411
مکتب قرآن کردستان
پیک اصلاح
عقیده
دکتر یوسف قرضاوی
مرکز اطلاع رسانی فلسطین
پایگاه اطلاع رسانی اصلاح
کتاب های اهل سنت
شورای مرکزی سنت(شمس)
دائره المعارف اعجاز علمی در قرآن و حدیث
عمرو خالد
مسجد جامع قبا
مدرسه علوم دینی سلطان العلماء
انجمن اینترنتی مسلمان
مکتب قرآن
قرآن شناسی
نیشتمان
کورد نیوز
یه کگرتووی ئیسلامی
شورای مرکزی سنت(شمس)ایران
ماموستا شه مال
مشاری العفاسی
نوگرا
مصلی نماز جمعه اهل سنت گنبد کاووس
فروش سی دی وکاست اسلامی
استاد سعید نورسی
الامام محمد ناصر الدين الألباني
شورای عالی مدارس اهل سنت جنوب ایران
طراح قالب
بشر بودن اهل بيت -عليهم السلام-

 غلو و افراط يهوديان دربارة عزير بر شما پوشيده نيست، چنان که خداوند مي‌فرمايد: ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ.  (التوبه: 30). «يهوديان گفتند عزيز پسر خداست».

يهوديان عزير را از جايگاهش فراتر قرار دادند و ويژگي ‌هاي الوهيت از قبيل دانستن غيب، تدبير جهان، به وجود آوردن و آفريدن، را به او داده و در مورد او قايل شدند، و اينها هيچ شبه‌اي نداشتند که از آن دليل بگيرند، و فقط نصارى بودند که شبه‌اي داشتند و از آن دليل مي‌گرفتند. و در شکم قرارگرفتن عيسي و تولّدش خودش دليلي است که او روحي از روح خداست. خداوند متعال مي ‌فرمايد: ﴿فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّا * ًقَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّاً * قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَاماً زَكِيّاً *  قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً * قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مَّقْضِيّاً﴾. (مريم: 17 ـ 21).

«و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم; و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد! او (سخت ترسيد و) گفت: «من از شر تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهيزگارى! گفت: «من فرستاده پروردگار توام; (آمده‏ام) تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم گفت: «چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام!» گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم;) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم; و رحمتى باشد از سوى ما! و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)!».

نصارى از اين شبه دليل گرفتند و مسيح بن مريم را پسر خدا قرار دادند و پاره‌اي از ويژگي‌هاي خداوند را در مورد او قايل شدند، و از طرفي معجزاتي که خداوند به عيسي -عليه السلام- داده بود باعث شد تا آنها در مورد او غلو کنند، خداوند اين معجزات را در قرآن بيان نموده و مي‌فرمايد: ﴿وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرائيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ. (آل عمران: 49).

«و او را به عنوان پيغمبري به سوي بني‌اسرائيل روانه مي‌ دارد (و بديشان خبر مي‌ دهد) که من (بر صدق نبوت خود) نشانه‌ اي را از سوي پروردگارتان برايتان آورده‌ ام، و آن اينکه من از گِل چيزي را به شکل پرنده مي‌ سازم ...».

بنابراين نصارى دربارة عيسي -عليه السلام- غلو کردند و او را فرزند خدا قرار دادند، به خصوص وقتي که خداوند او را به سوي خود بالا برد، چنان که خداوند مي ‌فرمايد: ﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِيناً * بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ.  (النساء: 157). «و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند; لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند; و قطعا او را نكشتند».

پيامبر-صلى الله عليه وآله وسلم- خبر داده است که در اين امت افرادي خواهد بود که کارهاي يهود و نصارى را مي‌کنند، و اين سخن پيامبر در غلو بعضي مردم در بعضي از اهل بيت، صدق پيدا مي‌کند.

و بعضي فقط در خود پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- غلو کرده ‌اند. و دليلشان اين است که عيسي از پيامبر بالاتر است، و مي‌گويند وقتي چنين است هر صفتي که عيسي دارد پيامبر هم آن را، و بيشتر آن را داراست.

و اينها فراموش کرده ‌اند که خداوند فرموده است که عيسي و محمد -صلوات الله و سلامه عليهما- بنده بوده ‌اند.

خداوند در مورد پيامبر ما مي ‌فرمايد: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.  (الكهف: 110).

«بگو: «من فقط بشرى هستم مثل شما; (امتيازم اين است كه) به من وحى مى‏ شود كه تنها معبودتان معبود يگانه است; پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد، و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نسازد».

و مي ‌فرمايد: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا.  (الكهف: 1).

«حمد مخصوص خدايى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزيده‌ اش محمد) نازل كرد».

و مي ‌فرمايد: ﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً.  (الفرقان: 1).

«والامقام و زوال ناپذير و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بنده ‏اش نازل كرد».

و اين در مورد وحي بود که بالاترين مقام پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- است. و همچنين در مقام اسراء خداوند او را بنده ناميده است.

چنان که مي فرمايد: ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾. (الإسراء: 1).

«پاك و منزه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى -كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم; چرا كه او شنوا و بيناست».

و همچنين در مقام کرنش و فروتني و اطاعت از خدا او را بنده ناميده است چنان که مي‌فرمايد: ﴿وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ﴾. (الجن: 19).

«هنگامي كه بندهء خدا (محمد صلى الله عليه وآله وسلم) به عبادت برمي‌خاست و او را مي‌خواند».

و خداوند گفتگويي که با عيسي -عليه السلام- انجام مي‌ شود را خيلي واضح و روشن بيان کرده است، خداوند مي ‌فرمايد: ﴿وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ * مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ *إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾. (المائده: 116 ـ 118).

«و آنگاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى ‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى; و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها باخبرى. من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آنها نگفتم; (به آنها گفتم:) خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانى كه در ميان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولى هنگامى كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آنها بودى; و تو بر هر چيز، گواهى! (با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند); و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى! (نه كيفر تو نشانه بى‏حكمتى است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)».

و همچنين مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ﴾. (آل عمران: 51).

«خداوند، پروردگار من و شماست; او را بپرستيد».

و مي ‌فرمايد: ﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً. (مريم: 30).

«گفت: من بنده خدايم; او كتاب (آسمانى) به من داده; و مرا پيامبر قرار داده است».

و مي ‌فرمايد: ﴿وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ﴾. (المائدة: 72).

«اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد».

و مي ‌فرمايد: ﴿مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلانِ الطَّعَامَ﴾. (المائده: 75).

«مسيح فرزند مريم، فقط فرستاده (خدا) بود; پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند، مادرش، زن بسيار راستگويى بود; هر دو، غذا مى‏خوردند; (با اين حال، چگونه دعوى الوهيت مسيح و پرستش مريم را داريد؟!)».

خوانندة عزيز! به آيات آخر سوره مائده مراجعه کن و با تدبّر و مکر و خشوع آن را تلاوت کن و بخوان تا حقيقت امر را بداني.

اين بود آنچه در مورد پيامبر ما محمد و عيسي -عليهما السلام- آمده است.

و بس تعجب است از افرادي که دربارة ائمه و اوليا غلو کرده ‌اند و افسانه‌ ها و خيالاتي را از سوي خود ساخته ‌اند تا آنها را در کتابهاي خود برخلاف آنچه خدا مي ‌گويد بنويسند و دليل مي ‌آورند که خداوند بر همه چيز تواناست.

 نوشته شده توسط مدیریت اهل سنت کرمانشاه |  
منوی اصلی

موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by sonnikermanshah.Blogfa.com