تیجانی در کتاب «همراه با راستگویان» فصلی را به همین آیه اختصاص داده و میگوید: «خداوند سبحان میفرماید: (المائدة: ٣( «امروز دینتان را کامل کردم و نعمتم را برای شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پذیرفتم».
غالب شیعیان میگویند: این آیه در «غدیرخم» و پس از نصب علی از سوی پیامبر ص به عنوان خلیفة مسلمین نازل شد، و این مطلب را به نقل از ائمة اهل بیت روایت میکنند، لذا «امامت» را جزو اصول دین به شمار میآورند» (ص115).
آری! تیجانی و بسیاری از شیعیان برآنند که این آیه نیز در مورد علی نازل گشته است، زمانی که پیامبر ص از طرف خدا مأمور گردید علی را به جانشینی خود برگزیند، در غدیرخم روز هجدهم ذی الحجه توقف کرد و به مردم فرمود: «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه» پس از این بود که آن آیه نازل شد، و دین اسلام با جانشینی و ولایت علی کامل گردید و نعمت خداوند بر مسلمانان تکمیل شد، و «امامت» یکی از اصول دین( ) و در ردیف «توحید» و «نبوت» و «معاد» درآمد.
تیجانی ادعا میکند که پیامبر ص روز غدیر را عید قرار داده، و روایت نقل میکند که پیامبر ص پس از منصوبنمودن علی و پس از نزول آیه فرمود: حمد خدای را که دین را به حد کامل رساند و نعمت را تمام کرد و به رسالتم و ولایت علی بن ابیطالب پس از من راضی شد.» «ص133).
در جواب میگوییم:
اولاً: این آیه بنابر روایات متواتر غروب روز جمعه روز عرفه در «حجة الوداع» سال دهم هجری یعنی نه روز قبل از خطبه غدیرخم نازل گشته است، ابن عباس میگوید: «این آیه روز جمعه که مصادف با عرفه بود نازل شد، و این در حالی بود که پیامبر ص در عرفات سوار بر شتر توقف نموده بود»( ).
ثانیاً:ً این آیه نیز هیچ ارتباطی با امامت و خلافت ندارد، بلکه خداوند به کامل کردن اصول و مبانی دین در آن روز، همچنین به اتمام نعمتش با عزت بخشیدن به مسلمانان در برابر مشرکین، استوارداشتن گامهای شان و برگزیدن دین اسلام به عنوان کامل کننده ادیان پیشین و تنها دین مورد قبولش خبر میدهد، روزی که کافران و مشرکان در آن مأیوس شدند، زیرا متوجه شدند که زیر بنای اسلام استوار شده است.
از آن روز هیچ آیة دیگری نازل نشد، و پس از مدت کوتاهی پیامبر ص رحلت فرمود و با پایان وحی و رحلت پیامبر ص مسلمانان از دشمنان هراسی به دل نداشته، و به جاودانگی و مصونیت این دین باور و اعتماد پیدا کردند، به راستی این نعمت بسیار بزرگی در مورد مسلمانان است.
این قسمت از آیه که از آیات قبل و بعدش جدا و مستقل نیست، در پاراگراف آغازین سورة مائده قرار گرفته که با دستور به وفای به قراردادها و پیمانها اعم از تمام پیمانها و ضوابط و مقرراتی که خدا برای زندگی انسانها معین فرموده آغاز شده، سپس بحث را با بیان حلال و حرام و بسیاری از احکام شرعی و عبادی بیان عقاید درست و راستین حقیقت الوهیت و عبودیت روابط مسلمانان با دیگران حکمیت قراردادن قرآن، و بر حذرداشتن آنها از بی توجهی به برخی از چیزهای که خدا نازل فرموده است ادامه میدهد؛ چنان که میفرماید:
(المائدة: ١ – ٤( «ای مؤمنان! به پیمانها وفا کنید (اعم از پیمانهای مشروع انسان با انسان، یا انسان با خدا و... و خوردن گوشت) چهارپیایان برای شما حلال است، مگر آنهایی که (در خلال این آیات) بر شما خوانده میشود، هنگامی که در حالت احرام هستید شکار را حلال ندانید؛ زیرا خداوند هرگونه که بخواهد حکم میکند (و حلال و حرامکردن تنها در اختیار اوست). ای مؤمنان! (حرمتشکنی) شعایر (دین) خدا را بر خود حلال ندانید (در آنها کم و زیاد نکنید) و در ماه حرام (جنگ نکنید!) و (معترض حیوانات) بی نشان و نشاندار (که به بیت الله هدیه میشوند) نشوید! و مانع کسانی که قصد آمدن به خانة خدا را دارند و به دنبال فضل و خوشنودی خداوند هستند نشوید! هروقت که از احرام بیرون آمدید و هرگاه از لباس احرام (حج) بیرون آمدید شکار کنید (و شکارکردن برایتان حلال میشود)، و دشمنی قومی که شما را به آمدن به مسجد الحرام باز داشتند، شما را وادار نکند که تعدی و تجاوز کنید، در امور نیکی و پرهیزگاری همدیگر را یاری و پشتیبانی کنید، و همدیگر را در جهت تجاوز و گناه و ستمکاری یاری و حمایت ننمایید و از خدا بترسید! بیگمان خداوند متجاوزان را شدیداً عذاب میدهد، (و اما خوردن گوشت) مردار، خون، گوشت خوک، حیواناتی که خفه شده اند، حیواناتی که با شکنجه و کتک کشته شده اند، آنهایی که از بلندی پرت شده و مرده اند، آنهایی که بر اثر شاخزدن حیوانات دیگر مرده اند، حیواناتی که درندگان از بدن آنان چیزی خورده و بدان سبب مرده اند، مگر اینکه (قبل از مرگ به آنها رسیده و) آنها را سر بریده باشید، حیواناتی که به پای بتان قربانی شده اند، و اینکه با تیرهای چوبی (یا هر وسیلة دیگر) فال بگیرید و پیشگویی نمایید بر شما حرام است، همه اینها برای شما گناه بزرگ و خروج از فرمان خداست، از امروز کافران (دیگر) از (دستکاری و نابودکردن و یا ایجاد هر خللی دیگر در) دینتان مأیوس شده (و میدانند که این دین جاودانه و ماندگار خواهد بود، و صدمه زدن به آن دیگر امکان نخواهد داشت)، پس از آنان نترسید و (تنها) از من بترسید، امروز (احکام ثابت و کلی و برخی فروع و تفصیلات) دین شما را برایتان کامل کردم، (و با انتخاب چنین دین کامل و پاک و منحصر به فرد و واقعی و موافق با فطرت و... و با عزتبخشیدن به شما در برابر کافران و استوارداشتن گامهایتان) نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم، و اسلام را به عنوان آیین خداپسند برایتان برگزیدم، اما کسی که در حال گرسنگی ناچار شود (از محرماتی که ذکر گردید، چیزی بخورد تا هلاک نشود) و (قلباً بدان راضی نباشد و همواره آن را حرام بداند و) متمایل به گناه نباشد (و عمداً نخواهد چنین کند مانعی ندارد)، زیرا خداوند بخشندة و مهربان است (و افراط ناچار را مورد عفو قرار میدهد و برایش مقدار نیاز را مباح مینماید.) امروز (با نزول این آیات) تمام چیزهای پاک (که مورد پسند طبعهای سالم است) برایتان حلال گردید».
اینها آیاتی بودند که تیجانی و یارانش برای اثبات امامت و جانشینی علی به آنها استناد کرده و میکنند که مورد بررسی قرار گرفتند.
اینک نوبت به احادیث و روایاتی میرسد که برای اثبات «امامت و خلافت» علی بعد از پیامبر ص به آنها استدلال میکنند.
برخی از این روایات از جمله «حدیث جابر» که حاکی است، پیامبر ص علی و فرزندانش را با نام و نشان به امامت و خلافت به مردم معرفی فرموده، همچنین حدیث «أنا مدینة العلم و علی بابها»، «حدیث دار، در روز انذار» و بسیاری دیگر روایاتی جعلی و کذب محض هستند، در بین این احادیث تنها دو روایت «متواتر» و معتبرند، اما نتیجهگیری تیجانی و بسیاری از شیعیان از آنها صحیح نیست:
