تبليغاتX
اهل سنت کرمانشاه - آيا فرقه هاي وهابي (سلفي) و القاعده حرکت صحيح ودرست در اسلام و گسترش آن مي باشد ؟
آيا فرقه هاي وهابي (سلفي) و القاعده حرکت صحيح ودرست در اسلام و گسترش آن مي باشد ؟

الحمدلله،

 از پيامبر صلى الله عليه و سلم روايت شده است كه فرمودند: "امت من به 73 فرقة تبتديل خواهد شد كه همه آنها در دوزخند بجز يك گروه" صحابه سؤال كردند كه: "كدام گروه نجات يابنده است؟" پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمودند: "كسانى كه راه من و اصحاب را در پيش گيرند".

 پس بطور عموم هر كس به قرآن و سنت نزديكتر باشد به راه نجات نزديكتر است.

 مسئله ديگر اينست كه براى دريافتن حقيقت هر فرقه و يا گروهى، بايد مسلكشان را با قرآن و سنت تطبيق دهيم، اگر موافق بود پس راه آنها درست ميباشد و اگر مطابقت نداشت پس آن گروه منحرف هستند، در مورد وهابيت نيز بهمين منوال، بايست اقوال و افعالشان را با قرآن و سنت تطبيق دهيم، ولى تا آنجاييكه ملاحظه كرده ايم اين گروه اعمالشان را مطابق قرآن و سنت و با دليل انجام ميدهند، البته ناگفته نماند که كلمه "وهابيت" لقبى است كه دجل بازان به گروهى از اهل سنت نسبت داده اند ولى در واقع چنين مذهبى وجود ندارد، و اينجا لازم است كه براى روشن شدن اين  مسئله بشرح مفصلترى از وهابيت و سلفيت بپردازيم:

 نخست لازم است متوجه باشيد كه ما مسلمانان اهل سنت و جماعت در احكام و مسائل فقهي از يكي از چهار مذهب حنفي، مالكي، شافعي و يا حنبلي پيروي مي‏نمائيم و اساساً مذهب پنجمي بنام وهابيت يا هر اسم ديگري وجود ندارد. شايد سئوال شود: پس چگونه چنين نامي بر سر زبانها افتاده است؟ براي پاسخ به اين سئوال، به مقدمه‏اي كوتاه نياز داريم و آن اين است كه: در ميان مذاهب اربعه‌ي اهل سنت، مذهب حنبلي برخوردي صريح‏تر و شفاف‏تر از ديگر مذاهب نسبت به خرافات دارد. از سويي در زمان محمدبن عبدالوهاب رحمه الله بيشتر مردم از مسير صحيح عقيده‌ي توحيدي فاصله گرفته بودند و در وادي خرافات گام برمي‏داشتند. از ديگر سو ايشان كه از دانشمندان اهل سنت و جماعت و پيرو مذهب حنبلي بود بسيار صريح با خرافات و انحرافات مقابله نمود. دشمنان دين به پيروي از سياست شوم خود: (فَرِّقْ تَسُدْ : تفرقه بينداز و سروري كن) براي ايجاد تفرقه‌ي بيشتر بين مسلمين اقدامات محمدبن عبدالوهاب را مذهبي تازه ‏ناميدند و مسلمانان ناآگاه نيز به پيروي آنها از ظهور مذهبي نو سخن گفتند كه البته اين نامگذاري اصولاً درست نيست زيرا:


اولاً : ايجاد مذهبي تازه بيش از پيش بين مسلمانان فاصله مي‏اندازد و تفرقه‌ي موجود را زيادتر مي‏كند. در حالي كه مسلمين مؤظف هستند براي هموار نمودن وحدت و رسيدن بدان از ايجاد مذاهبي ديگر دلسوزانه و با جديت جلوگيري نمايند، به همين دليل واضح است تبليغ براي مذهبي تازه با اصل «ايجاد وحدت» كه تكليف ديني است منافات دارد.


ثانياً : بر فرض صحيح ‏بودن اين نامگذاري بدليل اينكه عبدالوهاب -پدر محمد- صوفي بود و با آراء و نظريات فرزندش مخالفت مي‏نمود. لذا وهابي (منسوب به عبدالوهاب) براي مخالفان ‏محمد بن عبدالوهاب نامي بامسمي خواهد بود، نه براي ‏محمد بن عبدالوهاب.


ثالثاً: نه شيخ ‏محمد و نه پيروانش هيچكدام ادعاي بوجود آوردن مذهبي نو را نداشته‏اند. البته اين نامگذاري و كاربرد كلمه‌ي وهابيت توسط انگليس رواج پيدا كرد و قضيه اين بود كه:
وقتي كه دعوت محمد بن‏عبدالوهاب براي يكتاپرستي در عبادت و پرستش خداوند شروع شد و دوباره زمينه‏هاي توحيد الوهيت در ميان مردم شروع به رشد كرد، در آن زمان هندوستان مستعمره‌ي انگليس بود و در نهايت خرافه‏پرستي و شرك به سر مي‏برد. حاجياني كه از هندوستان براي انجام مناسك حج به عربستان مي‏آمدند كم‏كم در آنجا با اين افكار و عقايد صحيح اسلامي آشنا شدند و دوباره در صدد تصحيح عقايد و باورهاي خود به خدا و قرآن بر‏آمدند، به همين خاطر آنها نيز با برگشتن به كشورشان شروع به ترويج اين دعوت توحيدي در ميان مردم كردند و انگليس از اين نظر احساس خطر مي‏كرد زيرا مي‏دانست كه اين دعوت يك بيداري اسلامي قوي، پابرجا و رستگار است. به همين دليل در صدد چاره‏جويي برآمد و مثل هميشه خواست از دسيسه‏هاي مكارانه‌ي انگليسي استفاده كند و برچسبي بر اين دعوت بزند، به همين خاطر شايع كرد كه اين دعوت، دعوتي اسلامي و الهي نيست، بلكه دعوتي وهابيست و آن را منتسب به اسم پدر محمد كه عبدالوهاب بود، كرد كه در اصل بايد دعوت را به اسم صاحب دعوت مي‏كرد و صاحب اين دعوت هم محمد بود نه عبدالوهاب پدرش، ولي انگليس مي‏دانست اگر بگويد اين يك دعوت محمدي است در ذهن مردم نمي‏تواند ايجاد شبه كند، پس شايع كرد كه اين دعوت، دعوتي وهابيست و آن را منتسب به اسم پدر محمد، كه عبدالوهاب است، كرد.
 
رابعاً‌ : چون واژه‌ي «مذهب» براي آراء فقهي تدوين شده‌ي يك مجتهد بكار برده مي‏شود و اما عمده مسائلي كه محمدبن عبدالوهاب از آنها صحبت نموده جزو مسائل اعتقادي هستند نه احكام، با اين وجود بكار بردن واژه‌ي مذهب براي آراء ‏محمدبن عبدالوهاب اشتباه است.


خامساً : مهمتر اينكه اصل مسائلي كه شيخ‏محمد تبيين و يا تشريح نموده است تازه و نوپيدا نبوده‏اند. بعبارت ديگر آن نظرياتي كه امروزه تحت نام وهابيت تازه جلوه داده مي‏شود چيزي تازه نيست زيرا همان مسائل و نظريات در قرآن بطور واضح و شفاف آمده است و نيز در احاديث پيامبرصلي الله عليه وسلم و ديگركتب معتبر اهل سنت و جماعت موجود مي‏باشد كه در ذيل به نمونه‏هايي اشاره مي‏نماييم:
(1) اگر اعتقاد به شرك‏ بودن استغاثه -طلب فريادرسي- از غيرخدا «نشانه‌ي وهابي ‏بودن باشد» بايد پذيرفت كه پيامبرصلي الله عليه وسلم ، خلفاي راشدين، ائمه‌ي اربعه و علماي اسلام و ... همه‌ي آنها و پيروانشان وهابي هستند. زيرا:
الف) خداوند متعال مي‏فرمايد: (إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم) «هنگاميكه شما مسلمين پروردگارتان را به فريادرسي خواستيد پس براي شما استجابت نمود»(انفال/9). و باز خداوند مي‌فرمايد:
(إن الذين تدعون من دون الله عباد أمثالكم) «كساني را كه به غير از خدا مي‏خوانيد بندگاني مثل خودتان هستند»(اعراف/194).
يعني همچنانكه شما مخلوق و نيازمند هستيد و قادر نيستيد به فرياد كسي برسيد، آنها -بندگاني را كه از ماوراي عالم به شهادت مي‏خوانيد- نيز نمي‏توانند به فرياد شما برسند. زيرا تمامي بندگان خدا خودشان سراپا نيازمند هستند. حال هر چند بسيار صالح و پاك هم باشند هرگز قادر به نصرت و ياري‏ دادن ديگران نيستند. چنانكه خداوند يگانه و بي‏شريك مي‏فرمايد:
(والذين تدعون من دونه لا يستطيعون نصركم) «كساني كه بغير از خدا مي‏خوانيد توانايي ياري‏ دادن شما را ندارند»(اعراف/197).
اساساً بندگان صالحي كه از اين دنيا رفته‏اند و يا اينكه زنده‏اند ولي با ما فاصله‌ي مكاني زيادي دارند، از احوال ما بي‏خبر هستند. بفرض هم كه مطلع باشند نمي‏توانند دعاي ما را استجابت كنند.
چنانكه در قرآن كريم مي‏خوانيم:
(إن تدعوهم لا يسمعوا دعائكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم)« اگر آنها (غيرخدا) را بخوانيد دعاي شما را نمي‏شنوند. اگر (بفرض محال) هم بشنوند نمي‏توانند دعاي شما را استجابت كنند»(فاطر/14).
بعلاوه تنها كسي مي‍تواند به فرياد آدميان برسد كه قدرت خلق و آفرينش داشته باشد، چون خداوند مي‏فرمايد:
(والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيئا و هم يخلقون)« وكساني را كه غير از خدا مي‏خوانند چيزي را خلق نكرده‏اند آنها خودشان هم مخلوق(نيازمند) هستند»(نحل/20).
ب) انس(رضي‏الله عنه) كه 9 سال در خدمت پيامبر صلي الله عليه وسلم بوده است نقل مي‌كند كه: هرگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم با سختي و ناراحتي مواجه مي‏شد مي‏فرمود: چنانكه امام ترمذي روايت كرده است:
عن أنس رضي‏الله عنه عن النبي صلي الله عليه وسلم (إنه كان إذا كربه امر، قال: يا حي يا قيوم برحمتك أستغيث) « اي زنده‌ي پاينده‌ با رحمت خودت بفريادم برس!» (قال الحاكم هذا حديث صحيح الاسناد، رواه الترمذي).
پس پيرو راستين پيامبرصلي الله عليه وسلم كسي است كه مانند رسول‏الله صلي الله عليه وسلم دعا كند و فقط خدا را فريادرس بداند و بس.
(2) وقتي كسي معتقد باشد قراردادن واسطه‌اي مرده، بين خود و خدا باطل است. بهمين دليل او را وهابي بنامند بايد قبول نمود كه همه‌ي مسلمانان پيرو قرآن و سنت صحيح وهابي باشند. زيرا خداي متعال مي‏فرمايد:
(فاستقيموا إليه و استغفروه و ويل للمشركين) « به سوي خدا مستقيماً روي آوريد و از او آمرزش بخواهيد و هلاكت بر مشركان باد» (فصلت/6).
علامه زمخشري صاحب تفسير كشاف با توجه به عبارت «فاستقيموا اليه» و تفاوت آن با عبارت «فاستقيموا له» در تفسير آيه‌ي مذكور مي‏فرمايد: (فاستووا اليه بالتوحيد و إخلاص العبادة و غيرذاهبين يمينا و لا شمالا و لا ملتفتين إلي ما يسول لكم الشيطان من إتخاذ الاولياء و الشفعاء و توبوا إليه مما سبق لكم من الشرك)« با توحيد و اخلاص در بندگي مستقيماً به سوي خدا روي آوريد و به راست و چپ نرويد و به فريب‏هاي شيطان توجه نكنيد كه شما را به دست گرفتن-متوسل شدن- اولياء و شفيعان تشويق مي‎كند و از شرك گذشته‌ي خود به سوي خدا توبه كنيد».
لابد علامه زمخشري را نيز بايد وهابي شمرد (؟!!) كه چنين درك و فهمي خالص، پاك و كاملاً توحيدي از آيه‌ي مذكور پيدا نموده است.

 

اما در مورد گروه "القاعده"، در واقع اين مسئله را خود غربيها بزرگ كرده اند تا اينكه به منافع خود نائل آيند و بتوانند بسادگى از منابع مسلمانان دزدى كنند و گرنه اصل كلمه "القاعده" مكتبى كوچك بوده است زمان جنگ افغانستان با شورى كه در اين مكتب مجاهدين جوازات و اوراق خود را بايگانى ميكردند تا اينكه پس از بازگشت از جهاد اوراق خود را بگيرند و روانه كشورشان شوند ولى غربيها از اسم اين مكتب سوء استفاده كردند و آنرا چنان برزگ تجلى كردند كه به يك سازمان بسيار خطرناک مبدل ساختند تا اينكه براى مردم حجتى بتراشند كه به كشورهاى مسلمان حمله ور شوند و از منافع و منابعشان براحتى دزدى كنند، و در واقع اين اسم ساخته خود غربيهاست براى ترس انداختن بين مردم و احتلال كشورشان و نائل شدن به منافعى مانند نفت و غيره.

منبع: سایت جامع فتاوای اهل سنت

+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت 9:28 |