|
در ايام خـاقانِ جـم بـارگاه |
خديـو جهانگيـر عبـاس شـاه |
سلاطين ستم مي كردند ولي مداحان وشعراء و ادباء، بلكه عالم نمايان به طمع پولشان با مداحيهاي كفر آميز آنان را تطهير مي كردند. تمام ساختمانهاي بارگاهها و رواق ها و گنبد و گلدسته ها ساخته ي دست سلاطين ستمگر و وزراي خيانتگر است. پهلوي كه اصلا دين نداشت، براي بارگاه حضرت رضا عليه السلام در ساخته است، اتابك اعظم وفرزندش امين السلطان همان كسي است كه چهار صد هزار ليره از انگلستان گرفت تا قرار داد انحصاري رژي را با انگلهاي انگلستان منعقد سازد، يعني بدون اطلاع و رضايت ملت، قرار داد تنباكو و دخانيات را بست، تا اينكه ملت قيام كرد و با رنج و زحمت بسيار توانست آن را باطل كند. آري همين وزير خائن صحن بزرگ حضرت معصومه را در قم ساخته و فقط صدهزار تومان خرج قبر خودش كرد و اديب متملقي او را ـ نعوذبالله ـ با حضرت خليل الرحمن -عليه السلام- كه خانهي كعبه را تجديد بنا كرده همرديف قرار داده و در شعرش ميگويد:
|
زمين شد از دو بنا رشك آسمان برين |
يكي بنـاي خليـل و يكـي بنـاي اميـن |
مثلا شاه عباس اول چه قدر قتل نفس(كشتار) كرده، از آن جمله به هرات كه يك شهر اسلامي بوده حمله و آنجا را چهار ماه محاصره كرده و سپس با لشكر قزل باش خود تقريبا چهل هزار مسلمان هراتي را به قتل رسانيد و پس از فتح دستور داد شهر را غارت كنند و آنچه درهم و دينار و سيم و زر بود جمع كرده و به حضور شاه آوردند و در جوالها (كيسههاى بزرگ) ريختند، در كتاب عالم آراي عباسي و ساير تواريخ آورده اند كه جوالها (كيسه هاى بزرگ) را بر اشتران و استران حمل كردند و از هرات به مشهد آوردند و پس از ورود به شهر، علماء و بزرگان حاضر شدند، شاه مشورت كرد كه با سيم و زرها چه بكند؟ گفتند خوب است ضريحي از سيم و زر و گلدسته و گنبد زريني با ايوان طلا و بارگاه و صحني از آنها بسازند. شاه دستور داد از همان سيم و زر غارتي صحن و سراي بارگاه و گنبد و گلدسته هايي بنا كنند و نام شاه را در اطراف مرقد و گنبد منقوش نمايند[1]. حال آيا شاهي كه چهل هزار مسلمان را كشته چگونه او رابهشتي ميدانند، مگر خدا نفرموده: )وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً( (سوره النساء) هر كه به عمد مؤمني را بكشد كيفرش دوزخ است كه جاودانه در آن بماند و خداوند بر او خشم گيرد و او را لعنت كند و برايش عذابي دردناك فراهم سازد.
و جاي سؤال است كه اگر اطاقي دو عدد آجر آن غصبي و از اموال زور باشد نماز در آن باطل است، پس چگونه در بارگاه و رواقي كه از مال غارت و غصب ساخته شده مي توان نماز خواند؟ و چرا دانشمندان در آنجا اقامهي نماز جماعت مي كنند؟ مگر در حکم شرع مرقد امام با خانهي ساير مسلمين فرق دارد؟ و همچنين گنبد صحن طلاي حضرت معصومه را فتحعلي شاه ساخته و بارگاه مُذّهب(طلا كاري شده) على -عليه السلام- را در نجف نادرشاه از اموال غارتي كه در جنگها از جمله حمله به مناطق شمالي عراق به دست آورده ساخته است. آيا خدا و انبياء و اولياء از اين كاخها و بارگاها خشنود مي شود يا شياطين و سلاطين؟ آيا هر شاه و وزيري كه بايد مملكت را آباد و ماليات ها را صرف ترقي و صنعت و فلاحت(كشاورزي و ايجاد محيط كار براي جوانان) مملكت نمايد حق دارد اين كارهاي لغو و بيهوده را انجام دهد؟ آيا زماني كه اروپا مشغول تحقيق و اختراع و تهيه ي قوا و ساختن توپ و هواپيما بود، سزاوار بود سلاطين ايران ثروت مملكت را صرف گنبد و گلدسته هاي طلا كنند و آنوقت ايران براي داشتن يك تفنگ محتاج به اروپا باشد؟ آيا اين شاهان و دانشمندان، مطيع عقل و شرع بودند و يا مطيع هوي و هوس؟ آيا اين شاهان و علماء با آن همه جنايت و خيانت كردند و انحطاط به صرف اينكه اظهار ارادت به قبر امامان و امامزادگان و با احترام به شاهزاده عبدالعظيم و شاهزاده حمزه و شاهزاده جعفر و شاهزاده قاسم و شاهزاده يحيي ميتوانند جبران زشتيهاي كارشان را بكنند يا خير؟ اگر از شيخيه و صوفيه و يا از مداحان و روضهخوانان و خادمان و فراشان و متوليان بپرسي ميگويند آري ولي قرآن ميگويد خير. (حال اختيار با خود شماست كه پيرو قرآن باشي يا پيرو خرافات)
احمد بن موسى معروف به شاهچراغ (كه در شهر شيراز است) كه ادعاي امامت كرده و با ابو السرايا خروج كرده و جمعي از مردم را به كشتن داده، ميتوان براي او صحن و بارگاه بنا كرد و براي او زيارتنامه ساخت و خلقي را به اين كار مشغول كرد؟ متأسفانه چون وي داراي گنبد و بارگاه زرين است از بزرگان دين به شمار ميرود!!
آري سلاطين ستمگر براي دور ساختن مسلمين از حقايق دين، آنان را با چنين خرافاتي، به بازي گرفتند تا از مردم سواري بگيرند، و روحاني نمايان و دكانداران نيز اين كارها را ترويج دادند. از آن طرف احكام روح بخش و ضروري و حيات آور اسلام از قبيل امر به معروف و نهي از منكر و جهاد با كفار و وحدت و اتحاد مسلمين و مساوات و برادري و برابري به كلي تعطيل شد و اخباري رواج يافت پر از وعدههاي گزاف كه يك زيارت مرقد امام برابر با صد هزار حج يا هزار حج با رسول خدا است، در حالي كه رسول خدا پس از هجرت بيش از يك حج به جاي نياورده ولي زائر فلان قبر، گويي هزار حج به جا آورده است. آري جمعي از كذابان و جعالان و مفسدان و غاليان براي سست كردن اسلام و كندن بنياد شرع و استهزاء به قوانين الهي به جعل حديث و نشر بدعتها پرداختند، تا كساني كه از قيامت و عذاب و حساب و كتاب ترس دارند به اين اعمال بيهوده مشغول شده و خود را از خوف و ترس حساب قيامت نجات دهند و با اين طاعات و حسنات موهوم مغرور شوند و به عصيان گستاختر گردند و ديگر خود را به فراگيري حقايق دين الهي و بذل جان و مال در جهاد في سبيل الله ملزم ندانند و با اعمالي كه جز تملق و چاپلوسي نيست و جز نكبت و عقب ماندگي بهرهي ديگري ندارد خود را قانع سازند و اميدوار شوند كه در قيامت ائمه وامام زادگان از آنان طرفداري خواهند كرد. با اينگونه روايات جعلي قصد داشتند از عظمت حج كه وسيلهي ارتباط مسلمين با يكديگر است كاسته و يك زيارت يا سوگواري از تمام سنن شرعي برتر قرار گيرد.
هر چه بود اين سياست استعماري كار و اثر خود را كرد، به طوري كه امروز بزرگترين عمل در چشم ملت ما زيارت قبر يا مجلس سوگواري شده و چيزي كه بر معارف ملت ها افزوده همان جملات شرك آميز و وزير و شريك براي خداوند متعال تراشيدن و امامان را عين الله الناظرة و يده الباسطة خواندن و حساب و كتاب قيامت را در دست هم مذهبان خود دانستن است!!
بايد دانست كه اسلام حقيقي كه موجب بيداري و عزت و شهامت و كسب دانش است سد راه سلاطين و فرمانروايان بود لذا از اسلام راستين وحشت داشتند و به همين سبب مردم را از آن دور و به ذلت قبرپرستي و تملق از مزارها و چاپلوسي اموات وادار كردند.
باري از زمان عباسيان ساختن مشاهد و مقابر در ميان مسلمين آغاز شد و قافلههاي بسيار از يمين و يسار براي زيارت قبور اولياء و صلحاء به راه افتادند و ابتدا گنبد گلين و كم كم آجري و آنگاه سيمين و زرين از هر سو به آسمان قد كشيد و هر فقير و بيچارهاي يك سال كار كرد و دسترنج خود را خرج سفر زيارت نمود و يا بابت اجاره و سر قفلي موقوفات بي مدرك پرداخت کرد و يا ميان ضريحها ريخت و مفتخوران و عياشان با عنوان هيئت امناء و نظار و توليت امور موقوفات (آستان قدس رضوى) وهمچنين به عناوين ديگر بردند و در جاهايي مثل جزيرهي كيش و امثال آن خرج هوسراني و عياشي كردند. آري سلاطين ستمگر و دكانداران مذهبي مردم را به اين كارها سرگرم و جيب ايشان را خالي كردند و چنان مردم غرق اين خرافات شدهاند كه هر كس مانند نگارنده چيزي بر خلاف آنان بگويد و بنويسد بيدين و واجب القتل شمرده ميشود و لا اقل نانش آجر ميگردد و از نظر بعضيها ملعون و مطرود خواهد بود!!
[1] -براي اطلاع از اعتقادات شاه عباس اول به صفحة 101 «سفرنامهي برادران شرلي» (انتشارات منوچهري)مراجعه كنيد كه شاه به برادران «شرلي گفته است: من تقريبا عيسوي هستم » و چنانكه در صفحهي 72 همين كتاب آمده، در حضور آندو شراب نوشيده است . همين شاه عباس كه بايد رعيت را بنوازد و اين كار فراهم آورد و خرابي را آباد كند ، در عوض اين كارها با شش هزار قشون و حرم و خرگاه براي عوام فريبي پياده به زيارت مشهد مي رود و بر سر هر دو فرسخ بايد خيمه بر پا كنند و حرمسرا را در ميان خيمها جاي دهند تا شب در آغوش شاه باشند. و فردا دو فرسخ ديگر طي كنند، شش ماه اين همه لشكريان را معطل كرده تا وارد مشهد شده چون مي خواهد ملك پاسبان حضرت رضا -عليه السلام- باشد و شمعهاي بارگاه را مقراض(قیچی) اصلاح کند. آیت الله زمانش به او تذکر میدهد که اين مرقد مهبط فرشتگان است مبادا با مقراض پرهاي ملائكه آسيب ببيند!! آري چنين كساني به منظور فريب عوام براي مرقد ائمه ضريح و بارگاه ساختهاند !! فاعتبروا يا اولي الابصار. پس عبرت بگیرید ای صاحبان عقل.
