تبليغاتX
اهل سنت کرمانشاه - ياری جستن از زهرا و ائمه، يا از خالق آنها؟
وقتی که مسلمانان در غزوه بدر نیاز به کمک پیدا کردند. الله سبحانه وتعالي از دعای آنها خبر داده که می‌گوید: ﴿إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ﴾. [سوره انفال, آيه: 9].

«به یاد آرید هنگامی را که استغاثه و زاری به پروردگار خود می‌کردید پس دعای شما را اجابت کرده که من سپاهی منظم از هزار فرشته به مدد شما می‌فرستم».

در حالی که پیامبر (صلي الله عليه وسلم) زنده بود و در میان آنها بود و نیز امام علی و سیده فاطمه (رضي الله عنها) در مدینه بود ولی با وجود آنها مسلمانان ندایشان را تنها به سوی الله سبحانه وتعالي کردند. چونکه هیچ کس غیر از الله مالک نفع و ضرر نیست و محمّد (صلي الله عليه وسلم) بشر و مخلوقی است که مالک نفع و ضرری برای خود نیست پس چطور می‌تواند مالک نفع و ضرر دیگری شود؟!

الله سبحانه وتعالي از زبان فرستاده گرامیش محمّد (صلي الله عليه وسلم) کلامی را نقل می‌کند که متوجه تمامی مردم اعم از کافر و مسلمان می‌شود: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً﴾. [سوره كهف, آيه: 110].

«ای رسول بگو به امت که من مانند شما بشری هستم تنها فرق من با شما این است که به من وحی می‌رسد که الله ی شما یکتاست و هر کس به لقای او امیداروار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش الله احدی را با او شریک نگرداند».

و همچنین می‌گوید که: ﴿قُلْ إِنِّي لاَ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلاَ رَشَداً$ قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَداً$ إِلاَّ بَلاَغاً مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالاَتِهِ﴾. [سوره جن, آيه هاي: 21- 23].

«و باز بگو که من مالک و قادر برخیر و شر شما نیستم بگو که ابداً کسی مرا از قهر الله تعالي نميتواند در پناه بگيرد و به غیر او هیچ گریزگاهی نخواهم یافت. تنها وظيفه من تبليغ رسالت الله سبحانه و تعالي مي باشد».

پس رسول، بشری است که از جانب الله جهت تبلیغ فرستاده شد و کرامت و عظمت وی بخاطر این است که الله سبحانه وتعالي وی را از میان سایر افراد بشر برگزیده است و او را برای نبوّت انتخاب کرده است. در اخلاق و رفتار و شخصیت نمونه و الگو است. ولی با وجود این عظمت برای خود یا دیگری مالک هیچ نفع و ضرری بجز مقدورات بشری نیست. (به نص قرآن کریم) پس با این وجود حال آنهایی که پایین مرتبه‌تر از پیامبر هستند و دارای فضیلت و علم کمتری نسبت به اولیاء و ائمه و صالحین هستند، چگونه می‌باشد؟

این مثال در مورد پیامبر(صلي الله عليه وسلم) بود و حال مثال دیگری در مورد حضرت ابراهیم که دوست الله سبحانه وتعالي است و الله سبحانه وتعالي در مورد او در قرآن می‌فرماید: ﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ﴾. [سوره ممتحنه, آيه: 4].

«برای شما مؤمنان، بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم مشرک خود گفتند ما از شما و بتهای شما که به جای الله می‌پرستید به کلی بیزاریم ما مخالف و منکر شمائیم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنی خواهد بود تا وقتی که به خداي یگانه ایمان آرید إلا آنکه ابراهیم به پدر خود گفت من برای تو از الله آمرزش می‌طلبم و دیگر من بر نجات تو از قهر و غضب الله هیچ کاری نتوانم کرد. بارالها ما در عالم بر تو توکل کردیم و از همه رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت تمام خلق به سوی توست».

و همچنین عیسی (عليه السلام) آن پیامبر گرامی که بر دستان وی معجزه‌ها ایجاد می‌شد (مثل خلق به إذن الله سبحانه وتعالي و زنده کردن مردگان به اذن الله سبحانه وتعالي)که الله سبحانه وتعالي در مورد وی می‌فرماید: وقتی که مسیحیان می‌پنداشتند که حساب روز قیامت در دست عیسی مسیح است و این کار از طرف الله سبحانه وتعالي به او سپرده شده و اعتراف می‌کردند که او فرزند الله است و روح الله سبحانه وتعالي در مسیح تناسخ پیدا کرده همچنانکه در عقیده‌هایشان ثابت است الله سبحانه وتعالي چگونه آنها را اجابت کند.

الله سبحانه وتعالي متعال می‌فرماید: ﴿مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ $ قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلاَ نَفْعاً وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴾. [سوره مائده, آيه: 75- 76].

«مسیح بن مریم پیامبری بیش نبود که پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند و مادرش هم زنی راستگو و با ایمان بود و هر دو به حکم بشریت غذا تناول می‌کردند بنگر چگونه ما آیات خود را روشن بیان می‌کنیم آنگاه بنگر که آنان چگونه به الله دروغ می‌بندند؟ بگو ای پیامبر شما کسی را غیر الله می‌پرستید که مالک هیچ سود و زیانی نسبت به شما نخواهد بود الله است که می‌شنود و به احوال همه داناست».

الله سبحانه وتعالي بیان کرده که مسیح بشری است که غذا می‌خورد و به او محتاج است و به کسی که او را خلق کرده نیازمند است و به او ضرر نیز می‌رسد آنگاه که الله را فراموش کند. پس چطور دعا و استغاثه و نذر و قربانیهای خود را تقدیم کسی می‌کنند که مالک هیچ نفع و ضرری نیست. و نسبت به الله سبحانه وتعالي شنوا و دانایی که نجواهای آنها را می‌شنود و به درون آنها آگاه است خود را به جهالت می‌زنند.

و به این علت الله سبحانه وتعالي می‌فرماید: ﴿قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾. [سوره مائده, آيه: 17].

«بگو کدام قدرت می‌تواند کسی را از قهر و قدرت الله نگه دارد، اگر الله بخواهد عیسی مریم و مریم و هر که در روی زمین است را هلاک می‌گرداند که آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست همه ملک الله است. هر چه را بخواهد خلق می‌کند و او بر همه چیز تواناست».

برای اینکه بیان کند که مسیح (عليه السلام) و مادرش با وجود جلال و ارزش و منزلتی که دارند اگر الله سبحانه وتعالي بخواهد آنها را هلاک کند، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد. پس اگر مسیح و مادرش نمی‌توانند ضرری را از خود برانند پس چطور دعا و استغاثه متوجه آنها می‌شود؟!

بنابراین انبیاء و ائمه و صالحان مالک نفع و ضرری برای خود نیستند. و کسی که دعا و استغاثه به درگاه آنها بکند و قربانی و نذورات خود را تقدیم آنها بکند قطعاً به الله سبحانه وتعالي شرک ورزیده است.

پس این توجیه قرآنی زیبا را مشاهده می‌کنیم که می‌فرماید: ﴿فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ﴾. [سوره محمد، آيه 19].

«پس بدان که هیچ الله ئی جز الله ی یکتا نیست و تو بر گناه خود آمرزش طلب».

و نفرموده «فقل لا اله إلاَّ الله» چون کلمه «لا اله إلاَّ الله» راحت‌تر بر زبان جاری می‌شود ولی فهم معنا و منظور این آیه و مجسم کردن آن بر روی زمین و تحقق معنای آن هدفِ مورد نظر می‌باشد.

این برای کافران مکّه راحت بود که بگویند «لا اله إلاَّ الله» ولی آنها می‌دانستند که چیزی که از آنها خواسته شده بیش از مجرد و صرف ادای این جمله می‌باشد آنها ایمان داشتند که الله سبحانه وتعالي خالق آنهاست همچنانکه الله سبحانه وتعالي می‌فرماید: ﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾. [سورهء زخرف, آيه: 87]. و ﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾. [سورهء زمر, آيه: 38].

ولی آنها الله سبحانه وتعالي را با پادشاهان زمان خود و زمانهای دیگر مقایسه می‌کردند که آنها به کسی اجازه ورود نمی‌دادند مگر اینکه واسطه مقّرب و نزدیکی نزد وی داشته باشند.

می‌گفتند: الله سبحانه وتعالي، بسیار عظیم و عزیزتر از آن است که ما چیزی را از وی بخواهیم و الله سبحانه وتعالي شأنی والا دارد و ما گناهکاریم، چطور می‌توان مستقیماً از وی طلب کرد بایستی که واسطه‌هایی باشند که شفاعت ما را بکنند و الله سبحانه وتعالي از این داستان آنها خبر داده است و می‌فرماید: ﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى﴾. [سوره زمر, آيه: 3].

«آنان که غیر الله را به دوستی و پرستش گرفتند و گفتند ما آن بتان را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به درگاه الله نیک مقرب سازند».

یعنی ما عبادت (دعا و نذر و قربانی) خود را تقدیم آنها می‌کنیم تا ما را به الله سبحانه وتعالي نزدیک کنند. و هچ گمان و ظنّی نداشتند که چه کسی آنها را خلق کرده و چه کسی روزیِ آنها را می‌دهد و هنگام سختیها به آنها کمک می‌کند.

ولی آیا الله سبحانه وتعالي این ایمان را از آنها قبول می‌کند؟ و آیا این اقرار آنها به الله ی یگانه با وجود شریک قرار دادن دیگری در دعا و عبادت نفعی برای آنها دارد؟

الله سبحانه وتعالي در مورد آنها و کسانی که از آنها پیروی می‌کنند می‌فرماید: ﴿وما يُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللهِ إلاَّ وَهُمْ مُشْرِکُونَ﴾. [سوره يوسف, آيه: 106].

«بیشتر آنها به الله ایمان نداشتند مگر اینکه به او شرک می‌ورزیدند».

و به این دلیل الله سبحانه وتعالي محمّد (صلي الله عليه وسلم) را فرستاده و رسول را بر آتش جهنّم شاهد گرفت آنگاه که با وی در مورد آن شرک می‌جنگیدند و از آن دفاع می‌کردند. پس اقرار آنها به الله سبحانه وتعالي نفعی برای آنها ندارد چون عبادت را متوجه دیگری می‌کنند.

فلان و فلان از عشیره پیامبر (صلي الله عليه وسلم) نزد الله سبحانه وتعالي گرامی نیستند، مگر اینکه از شرک اعلام بیزاری کرده باشند. و از آن کناره گرفته باشند در دین اظهار محبّت به مشرکان وجود ندارد. ابولهب عموی پیامبر (صلي الله عليه وسلم) بود ولی این فامیلی و خویشی نفعی برای وی نداشت چون به الله سبحانه وتعالي شرک می‌ورزید. پس کسی که به غیر الله استغاثه بَرَد و در آنچه که جز الله کسی قادر به انجام آن نیست از دیگری کمک بخواهد و نذر خود را تقدیم غیر الله کند و از مردگان دعا بخواهد قطعاً برای الله سبحانه وتعالي شریک قائل شده است.

و بشر امروز گرامیتر از قوم نوح (عليه السلام) نزد الله سبحانه وتعالي نیستند. آنگاه که به وی مشرک شدند، همگی آنها را هلاک گردانید، جز عده کمی از مومنان که نجات یافتند. خیلی از آنهایی که غیر الله را می‌خواهند و از غیر الله کمک می‌طلبند، با وجود آنکه خود را مسلمان و منتسب به اسلام می‌دانند ولی این اسمی است که بهره‌ای از حق نبرده و اصلاً توحید با شرک سازگاری ندارد چقدر الله سبحانه وتعالي این کثرت انسانها را سرزنش می‌کند که پایه‌های گمراهی را بنیان می‌نهند و می‌فرماید: ﴿إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ﴾. [سوره يونس, آيه: 60].

«همانا الله سبحانه وتعالي فضل بسیاری نسبت به مردم دارد ولی اکثر آنها سپاسگذار نیستند».

می‌فرماید: ﴿وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ﴾.

[شعراء، آيات: 158،139،121،103،67،8 و ...].

ومی‌فرماید: ﴿لَقَدْ جِئْنَاكُم بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ﴾. [سورهء زخرف, آيه: 78].

«ما راه الله و آیین حق را برای شما آوردیم ولی اکثر شما از قبول حق کراهت داشتید».

و می‌فرماید: ﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ﴾. [سورهء يوسف, آيه: 106].

«بيشترشان به الله ايمان نميآورند مگر اينكه شرك ميورزند».

و آیات در این مورد زیاد می‌باشند.

منتسب شدن شخصی به اسلام برای وی شرف و افتخار می‌باشد. ولی هنگامی که برای الله شریک قرار دهد و شریکانی را در دعا کردن هنگام سختی و سستی برای وی قرار بدهد الله سبحانه وتعالي از ایمان او و عبادت و اسلام او بی‌نیاز است.

الله سبحانه وتعالي می‌فرماید: ﴿إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ﴾. [سوره زمر, آيه: 7]. «اگر کفر بورزید قطعاً الله سبحانه وتعالي از شما بی‌نیاز است».

و همچنین می‌فرماید: ﴿إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾. [سوره إبراهيم, آيه: 8].

«اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید الله از همه بی‌نیاز است و محتاج عبادت و شکر خلق نیست».

پس برای انسان درست نیست که به عنوان و لقبی ملقب شود ولی معنا و مفهوم آنرا رها کند، به عبارت «لا اله الا الله» تمسّک بجوید ولی در حرکات و سکناتش به معنای این عبارت طعنه بزند، و شب و روز به الله سبحانه وتعالي شرک بورزد و تصور کند که فقط شهادت لفظ «لا اله الا الله» او را از آتش جهنم و کفر دنیا و آخرت می‌رهاند و نجات می‌بخشد.

یک بار کتاب «اکسیر الدعوات»[1] را که کتاب دعاست و میان شیعه‌ها خیلی رایج است برداشتم و در این کتاب عنوان «استغاثه از فاطمه (رضي الله عنها)، را بارها مشاهده کردم که مؤلف در آن جا گفته بود؛ (در شهر مکه دو رکعت نماز می‌خوانی و بعد از اینکه سلام دادی، 3 بار الله اکبر بگو و زهرا را به پاکی یاد کن و به سجده برو و صد بار بگو: ای مولای من یا زهرا کمکم کن، سپس طرف راست صورتت را بر زمین بگذار و دوباره آن عبارت را تکرار کن و سپس به سجده برگرد و دوباره آن عبارت را تکرار کن، سپس طرف چپ صورتت را بر زمین بگذار و دوباره آن عبارت را تکرار کن و سپس به سجده برگرد و آن عبارت را صد و ده بار تکرار کن و نیازت را بگو که به اذن الله سبحانه وتعالي حاجتت روا می‌شود)!

میان کسانی که از مخلوق کمک می‌گیرند، مخلوقی که مالک حیات و مرگ خودش نیست و مالک رزق خود نیست تا آن را به دیگری بخشد و میان کسی که از آن فریادرس کمک می‌گیرد آنگاه که او را اجابت می‌کند و سختی را از او می‌زداید فرق آشکاری وجود دارد.

 

[1]- ص 410.

+ نوشته شده توسط اهل سنت کرمانشاه در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 19:2 |